دفتر تبليغات اسلامى شعبه خراسان

180

مسائل مستحدثه پزشكى ( فارسى )

تلقى خواهد شد ؛ چرا كه نوعى آزردن بالفعل بدن به آتش است . « 1 » 2 . مغيره روايتى را نقل كرده است كه در آن پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و إله فرموده است : « هركس تعويذ بر خود بندد يا داغ بر خويش نهد با توكل بيگانه شده است » . « 2 » اين حديث را احمد و ترمذى نقل كرده‌اند و دربارهء آن همان تفسيرى رواست كه در ذيل حديث پيشين يادآور شديم . ابن حجر در شرح و تحليل اين‌گونه احاديث ، بخشى از سخن كسانى را مىآورد كه در اين‌باره به افراط گراييده و مدعى شده‌اند از ويژگىهاى اولياى خدا كه توكلى بسيار دارند آن است كه ترك اسباب به آنان زيانى نمىرساند . همچنين مدعى شده‌اند اسباب مانع راه هستند و هركه از آنها رهيده باشد پاك‌تر و مخلص‌تر از آن كسانى

--> ( 1 ) . ر . ك : ابن حجر ، فتح البارى ، ج 10 ، ص 155 ، به نقل از ابن قتيبه ؛ مباركفورى ، تحفة الاحوذى ، ج 6 ، ص 172 ؛ مناوى ، فيض القدير ، ج 6 ، ص 82 . ناگفته نماند عبارتى كه در اينجا مؤلف آورده و مترجم نيز آن را به فارسى برگردانده ، متن فتح البارى است و البته اين متن با اصل سخن ابن قتيبه تا اندازه‌اى اختلاف دارد . ابن قتيبه در علاج اين تعارض ظاهرى كه در برخى احاديث از داغ نهادن بر زخم نهى و در برخى بدان تشويق شده است داغ را بر دوگونه مىكند و دربارهء هريك توضيح مىدهد . اين سخن ابن قتيبه را ديگران پس از او نقل به مضمون كرده‌اند و ظاهرا مناوى و مباركفورى نيز همان روايت ابن حجر از سخن ابن قتيبه را بىتغيير يا ارجاع به اصل متن ابن قتيبه نقل كرده‌اند . به هر روى براى آگاهى از اصل سخن ابن قتيبه دينورى ر . ك : تأويل مختلف الحديث ، ص 329 و پس از آن - م . ( 2 ) . « من استرقى او اكتوى برىء من التوكل » ر . ك : مسند احمد ، ج 4 ، ص 249 و 253 ؛ سنن ترمذى ، ج 4 ، ص 383 ، ح 2055 ؛ صحيح ابن حبان ، ج 13 ، ص 452 ، ح 6087 ؛ هيثمى ، موارد الظمآن ، ص 341 ، ح 1408 ؛ بيهقى ، سنن الكبرى ، ج 9 ، ص 341 ؛ همو ، شعب الايمان ، ج 2 ، ص 60 ؛ سنن ابن ماجه ، ج 2 ، ص 1154 ، ح 3489 ؛ ابن ابى شيبه ، المصنف ، ج 5 ، ص 54 ، ح 23628 ؛ ابن حجر ، فتح البارى ، ج 10 ، ص 139 ؛ مباركفورى ، تحفة الاحوذى ، ج 6 ، ص 179 ؛ مناوى ، فيض القدير ، ج 6 ، ص 82 . البته در برخى از متون به جاى عبارت ياد شده عبارت « لم يتوكل من استرقى و اكتوى » آمده است . براى آگاهى از نمونه‌هايى از اين روايت ر . ك : مسند احمد ، ج 4 ، ص 251 ؛ حاكم ، المستدرك ، ج 4 ، ص 461 ، ح 8279 ؛ ابن ابى شيبه ، المصنف ، ج 5 ، ص 53 ، ح 23623 ؛ مسند حميدى ، ج 2 ، ص 337 ، ح 763 ؛ مسند طيالسى ، ص 95 ، ح 697 ؛ طبرانى ، معجم الكبير ، ج 20 ، ص 380 ، ح 890 ، ص 381 ، ح 892 ؛ بيهقى ، شعب الايمان ، ج 1 ، ص 335 ، ح 1166 ؛ ابن عبد البر ، التمهيد ، ج 5 ، ص 272 و ج 24 ، ص 66 - م .